خداجونم شکرت
پسر نازم خدارو شکر بهتر شدی و دیگه از دونه های قرمز خبری نیست.البته هنوز بعضی وقتا یکم غر میزنی اما بازم شکر و این عکست هم واسه ی اینکه خیال خاله عطیه راحت بشه که خوب شدی. نگران نباش خاله جون ببین دیگه قرمز نیستم عسل مامان پنج شنبه قرار بود ما افطاری بدیم که بنا به دلایلی عقب افتاد واسه ی همین بابا میثم رفت دنبال عزیز و عمه فاطمه و عمو مجتبی تا باهم افطار بریم شاه عبدالعظیم(ع) آخه عزیز چند سالی بود اونجا نرفته بود و دوست داشت بریم اونجا. امیرحسین جونم در حال خوردن بستنی قیفی نوش جونت عزیییییییییزم و بازم عکسهای قشنگ که عمه واست درست کرده ...
نویسنده :
مامان عالمه
17:36







